اهمیت عشق وتوجه در ازدواج

اهمیت احساس اعتماد در ازدواج

فکر میکنم همه درباره“Beşik kertmesi” -یعنی قرار ازدواج تاره متولدین بین خانواده ها در حالی که آنها هنوز در گهواره هستند- میدانند.

برای ازدواج فرزند دختر و پسر در آینده تصمیم خانواده ها مهم میباشد. در قلبمان هرچه هم که باشد شروع زندگی جدید از سنتهای بجا مانده از" Dede Korkut " میباشد.

موضوع مورد بحث ما د ر مورد اهمیت احساس اعتماد درازدواج میباشد.

چه ارتباطی دارد“Beşik kertmesi”میتوانید یپرسیداین موضوع به

از این رو،همین که کودک در گهواره شروع به تکان خوردن میکند این به معنی این است که معین می شود او با چه کسی و چطور انسانی ازدواج خواهد کرد.

از دیدگاه روانشناسی در این زمینه تئوریهای بسیاری مطرح شده است.به مانند روابط اشیا و ارتباطات مربوطه.

برنامه ریزی کننده بهترین ازدواج ایرانی درآنتالیا

نظزیه پردازان ارتباطات معتقدند ، از زمان تولد کودک، زندگی با مادر و تجربیات و ارتباطات گسترش یافته بین آنها ،در کودک ادراکات "من "و "دیگری" را ایجاد میکند.موضوع "من و من بودن "اینکه چقدر لایق عشق هستم، با توجه به درک ارزش دوست داشته شدن،"دیگری" مفهوم می گیرد.انسانهای دیگر چقدر قابل اعتماد هستند، آنها برای ارائه علاقه و عشق چقدر آماده اند. یک کودک را فرض کنید که از گرسنگی گریه میکند، مادرش برای نوازش او نمی آید اوبخاطر کثیف بودن پوشکش گریه میکند مادرش با تصور اینکه بعدا رسیدگی خواهد کرد ،رهایش میکند یا هنگام تمیز کردنش با عصبانیت رفتار میکند.کودک دیگری را فرض کنید که هر بار که گریه میکند، مادرش آمده با لحن نرم و ملایمی با او صحبت میکند و با مهربانی نیازهای او را پاسخ میدهد.در کدام یک از بچه ها من و دیگری مثبت توسعه می یابد؟ ادراکات من و دیگری یک مدل برای روابط نزدیک که در زندگی بزرگسالی ایجاد می کنیم، شکل می دهد.اگر ادراک از "خود" و "دیگری" مثبت باشد،ارتباطات مطمعن برقرار میکند. به خود و دیگری ارزش داده واین می تواند به راحتی یک رابطه نزدیک را ایجاد کرده و بطور سالمی آن را ادامه دهد.اگر احساس فرد نسبت به خود منفی و نسبت به دیگری مثبت باشد، ارتباط وسواسی خواهد داشت.خود را لایق ارزش و اهمیت تصور نمیکند،دیگری را لایق و برتر می پندارد.اگر هر دوی خود و دیگری منفی باشند، یا با بیتفاوتی ارتباط برقرار میکند و یا بخاطر ترس ارتباط برقرار نمیکند.یک زمانی کودک بودیم، ما هیچ دندان ای نداشتیم، ما همه چیزهایی را که در دهان می گذاشتند میبلعیدیم، همانطور که ما هر چیزی را که به ما گفته شده است بی پاسخ گذاشته ایم.. ما در آن زمان فيلترهاي رواني نداشتيم. اما حالا ما بزرگسال هستیم ما اکنون فیلتر ذهنی و زبانی داریم. اکنون دیگر ما مجبور نیستیم آنچه را که به ما گفته می شود فرو ببریم، آن را می سنجیم واگر نپسندیدیم آن را کنار میگذاریم و از درون خود پاک میکنیم، و در عوض آنچه را دوست داریم، می توانیم آن را بسنجیم. ما نمی توانیم به گذشته برگردیم و چیزی را تصحیح کنیم اما امروزمان را می توانیم بهبودبخشیم .ازدواج را همانند یک میز با سه پایه فزض کنید. عشق یکی ار پایه هاست،دیگری احترام و سومی اعتماد میباشد.عشق با عمل ،احترام با رعایت حد و مرزها و اعتماد در مورد ثبات و مسئولیت پذیری است.ازدواجی سالم و رضایت بخش است که در این سه پایه استوار باشد. در طول زندگی حرفه ای ام، در مورد مشکلات ازدواج کار کرده ام .با بررسی احترام و اعتماد متوجه شدم که زوجهایی که احترام در انها از بین رفته است، عشق و اعتماد آنها به مرور از بین میرود.در ازدواجی که اعتماد از بین برود،برقراری دوباره اعتماد آسان نیست.مثلی هست که میگوید"اعتماد یکبار ساخته میشود و دوباره همان نخواهد شد"حتی اگر همینقدر قطعی نگویم، میبینم که احترام بیشترین وزن میز ازدواج را تحمل میکند و ساخت و ساز آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است.ممکن است یک نفر به آشنا و غریبه اعتماد کند و دیگری مدت زیادی طول میکشد تا اعتماد کند.

ازدواج ایرانی در آنتالیا

من نمی دانم کدام یک درست است من می دانم که اعتماد ضربه پذیر ترین پایه است .ایمن بودن یکی از نیازهای اساسی انسانهاست. همه می خواهند اعتماد به نفس داشته باشند. اگر اعتماد به نفس باشد، سازگاری، قابل پیش بینی بودن، و پاسخگویی نیز هست. احساس مسئولیت می تواند توسط افراد توسعه یافته ایجاد شود.افراد غیر قابل پیش بینی، افرادی که نمیتوانند روی حرف خود ایستادگی کنند و اغلب افکار خود را به دفعات تغییر می دهند و مطمئن نیستند چه کاری انجام دهند، نمی توانند در دیگران اعتماد ایجاد کنند.قبل از ازدواج، مردم معمولا خود ایده آل شان را، یعنی همان که می خواهند باشند را ابراز میکنند. دروغ هم نیست اگر اعتماد هم داشته باشند، ازدواج می کنند. اما بعد چه؟"تا وقت نامزدی هر روز خانه ما بود اما اکنون نمیخواهد خانواده ام را ببیند،.قبل از ازدواج هر دقیقه پبام میفرستاد حالا تماس تلفنی به کنار حتی وقتی به خانه میاید حالم را نمیپرسد.قبل از ازدواج تمام زمانهای خالیش را با من میگذراند امااکنون با دوستانش.کسی که با ناراحت شدن من به سمت من میامد اکنون از من رو برگردان است." متوجه شدید؟ما بقی مسیر به توانمدی های دو طرف وابسته است. به این ترتیب به حرف نیست بلکه به رفتار فرد وابسته است. اگر رفتار و گفتار فرد یکسان نباشند، اعتماد از بین میرود.اعتماد، با این وجود، با عزم به حفظ نگرش مثبت، با هدف غلبه بر منفی ها ادامه می یابد. به خاطر اینکه او ازدواج کرده است.چرا که ازدواج برای ایجاد نزدیکی و اتحاد است؛ "من دیگر تنها نیستم"، "اگر مریض یا دلتنگ شوم همسرم کنارم است" بنابراین رفتارهای همبستگی و همدلی باید همواره حفظ شود.وعده های قبل و یا بعدازازدواج ،در صورت رعایت نکردن و انجام نشدن ،میتوانند باعث از بین رفتن اعتماد بین زوجین شود.لذا از قولهایی که نمیتوانیم عمل کنیم فاصله بگیریم.اگر هم قول و وعده دادیم ، عمل کنیم.در حالی که برای عمل به وعده هایمان تلاش میکنیم دلایل واقعی و حقیقت مانعهایی را که وجود دارند را بطور مفصل شرح دهیم.بزرگترین اشتباه زوج های متاهل این است که ذهن دیگری را بخواند و صبر کند تاطرف مقابل ذهن او رابخواند. ما با وجود گفتگو با یکدیگر، درک اشتباه می توانیم داشته باشیم پس چگونه میتوانیم بدون صحبت کردن،یکدیگر را به درستی درک کنیم.یک راز را که از همسرتان پنهان می کنید و با دیگران غیراز همسرتان به اشتراک می گذارید، بالاخره به گوش همسر شما خواهد رسید .موردی که مهم به نظر نمیرسید یک روز مشکل ایجاد میکند و مهم میشود. تنها با سپری کردن روزها، متاهلی پیش نمیرود حتی اگر حقیقت برعلیه شما هم باشد، گفتن واقعیت ،اعتماد بیشتری ایجاد میکند.رویاهای قبل از ازدواج یکی از مواردیست که زندگی مشترک را به سختی میافکند. هر چقدر انتظارات از زندگی مشترک بیشتر باشد احتمال از هم پاشیدن رویاها و اعتماد در زندگی مشترک بیشتر میشود.،هیچ کس تمام 24 ساعت را در خوشی و خوشبختی به سر نمیبرد.

لوکسترین ازدواجهای پارسی در آنتالیا

؛ اما بعضی از آنها ازدواج خود را آنچنان با خوشحالی در ذهن خود همسان و وابسته کرده اند که با کوچکترین تغییر و ناراحتی در چهره همسر شروع به زیر سوال بردن ازدواج خود کرده و یا فکر می کنند که آنها مانند دوقلوهای همسان باید دیدگاه کاملا یکسان داشته باشند، و زمانی که آنها می بینند که این ممکن نیست، مشکلات بی اعتمادی به زندگی مشترک بصورت جدی در آنها شروع میشود.گفته هایی مانند "زن (یا مرد) باید اینگونه باشد"در ذهن طرف مقابل به کشمکش و چالش در مورد اینکه در ذهن همسرش، مثل اولین روز آشنایی باشد ، تبدیل میشود، پس از یک زمانی او مراهمین طور که هستم دوست ندارد ، او می خواهد مرا تغییر دهد، او در تلاش است تا مرا در یک قالب ومحدوده خاص فکری نگهدارد". در ادامه نیز باگفتن "تو اول به وضعیت خودت نگاه کن مرد (زن)،بعد هرچه خواستی بگو" این احترام، عشق و اعتماد در معرض فروپاشی قرار مگیرد. انسان یک موجود ناتوان، خطاکار و ناکامل است. قرار دادن همسر در جای نامناسب در قلب، اعتماد بی نهایت او را به آزمون و کشمکش رابطه تبدیل می کند.به همسرتان اعتماد کنید اما او را به عنوان موجودی که میتواند فریب نفس را بخورد و خطا کار شود، بپذیریذ.اعتماد کامل و بی پایان صرفا مختص خداوند و دوستان خداوند است.خیانت و فریب، حس اعتماد ایجاد شده در طی سال های بسیار را در یک لحظه از بین می برد.بسیاری از ازدواجها به این دلیل از هم میپاشند.بعضی وقتها دوباره اعتماد کردن،امکانپذیر نمی باشد. بعضی وقتها هم با عذرخواهی صمیمانه و ابراز پشیمانی ،طرف خطاکار،اعتماد همسرش را دوباره جلب کرده زندگی مشترک آنها ادامه میابد.یک لحظه فکر کن ،مادرت،پدرت،خواهر و برادران و همسرت کنارت هستند و اما در یک لحظه تنها ودرمانده شدی. در پی چه کسی خواهی بود؟.... در این صورت ارزشمند بودن همسرت را به او ابراز کن،با یک لبخند به او نگاه کن،عشقت را ابراز کن، در آغوش بگیر،هدیه های کوچک بگیر،کاری را که دوست دارد انجام بده،حرفهایی که باعث ناراحتی او میشوند را به زبان نیاور،با لحن درست با او صحبت کن،به درستی تصاحبش کن،برایش وقت بگذار،به حرفهایت عمل کن،علت واقعی نتوانستن خود را به سادگی و کامل بیان کن.گفتار و رفتار مناسب داشته باش. به درستی و صداقت، احترام بگذار.با اخلاق خوب حریم زندگی مشترکت را حفظ کن،پیامهای سرشار از اعتماد نمایان کن.مسئولیت هایی را که برآورده می شود به عهده بگیر،کمک رسان باش.به حرفهای دلش گوش کن،خوشبختی را، اول، به او نشان بده، خلاصه اینکه برای همسرت قدم بردار.آرزو مندیم زندگی مشترک شما پر از عشق، احترام و اعتماد دوام یابد.

مراسم سفره عقد در آنتالیا