احساساتی که زوجین قبل از ازدواج با آن روبرو میشوند.

روانشناسی ازدواج

در این نوشته برای بررسی تمامی مسائل مربوط به زندگی عملی قبل از ازدواج و بعد از ازدواج تلاش کرده ایم.

دیدگاه عصر مدرن به ازدواج،انتظارات از ازدواج، در یک جا جمع شدن تفاوتها،شناخت فردی از خود قبل از ازدواج،آنالیز درست کسی که با او ازدواج خواهد کرد، تاثیر و نقش خانواده در انتخاب همسر،دوران نامزدی و سوالات مربوطه،ارتباطات بین زوجین، عشق، دوست داشتن،حسادت، اعتماد، مسائل شبیه به اینکه موضوع فداکاری در رابطه با ازدواج چگونه خواهند بود، با بحرانهای خانوادگی برخورد صحیح داشتن، خطاها در روابط،طلاق، ازدواج دوم،خشونت،روابط عروس و مادرشوهر،موضوعاتی همانند مادران شاغل موضوع اصلی مقاله ماست. این نوشته برای متاهل ها و کسانی که به ازدواج فکر میکنند،یک فعالیت راهنما وعملی است.

همچنین فعالیتها و توانمندیهای روانشناختی پنهان درمسائل و مشکلات مطرح شده را به طور گسترده مطرح کرده و مورد پذیرش قرار میدهد

ازدواج را به یک آتش روشن تشبیه کرده اند.برای روشن ماندن آتش باید بطور مداوم به آن رسیدگی کرد.طبق این مثال ادامه سالم زندگی مشترک نیزبه رسیدگی و مراقبت کامل و سرمایه گذاری نیاز دارد

هدف اصلی نوشته همین است. در این راستا با صاحب دانش و اطلاعات بودن در زمینه روانشناسی زن یا مرد ،ارتباطات بین زوجین، روانشناسی کودک و نوجوان و مانند اینها ، فرد میتواند خودش را ارتقا دهد

ازدواج یک موضوع با روانشناسی و جامعه شناسی ویژه خودش می باشد.

زمانی که این موارد به خوبی یاد گرفته شد، زندگی مشترک نیز به خوبی پیش میرود.

از این رو در زمینه ازدواج افراد ،آموزشها،عامل مهمی برای زندگی مشترک سالم و پایدارتا پایان عمر خواهد بود.

عروسی لوکس ایرانی در آنتالیا

در زمان تصمیم گیری برای ازدواج

اگر دو طرف عاشق باشند، بیشتر وقتها معیارهای دیگری سنجیده میشوند.

اما اگر عشق نباشد، جذابیتهای فیزیکی،حرفه،پول،معیارهایی همانند وضع مالی خانواده ها به میان می آید.

در این مرحله به چه دلیل ضوابط زنان و مردان تغییر میکند.زن به چه چیزتوجه میکند،مرد به چه چیز توجه میکند؟

رقابت،بیولوژیکی است. الگوریتم ژنتیک انسان، ساختار طبیعی در نظر گرفته شده برای ازدواج است.زن و مرد به یکدیگر تمایل دارند.این تمایل، ذاتی است و برای بقای انسان ضروری است.یعنی ازدواج در اصل یک نیاز بیولوژیکی انسان است.

ازدواج یک وجه فرهنگی دارد

در کل حتی اگر ازدواج نیاز بیولوژیکی نیز باشد،یک الگوی فرهنگی است.

تمایل غریزی بین زن و مرد ،یک وضعیت فرهنگی ایجاد میکند. برای یک جامعه، فرهنگ مرتبط با مجموعه ای از استانداردهای قابل قبول و استانداردهای ازدواج ها در فرهنگ های مختلف، متفاوت است.

استانداردهای ازدواج، نسبت به فرهنگها درنوع ارتباط موجود در زندگی انسان،پیدا کردن راه حل ها،نوع درک وتفاهم را مشخص میکند.

این سه عنصر،نهاد اجتماعی ازدواج را که به ضعفهای دو طرف وابسته است به یک اتحاد تبدیل میکند.

مراسم سفره عقد ایرانی در آنتالیا

هنگام انتخاب یک همسر به چه مواردی باید توجه کرد

مثلا تا چه حد به دنیای مشترک تعلق داشتن مهم است.آیا همانند فیلمها عشق دختر فقیر و پسر پولدار شدنی است؟

- علاوه بر اهمیت فرد درازدواج، فلسفه زندگی نیز مهم است.برای ازدواج، کسی که به خانواده اهمیت میدهد باید در اولولیت قرار گیرد. در هرم اهداف زندگی انسان باید هدف انتزاعی در بالای هرم باشد. اهداف مادی باید در برنامه دوم و سوم قرار بگیرند.

یک هدف انتزاعی وفاداری، پذیرش و رضایت خداوند است.

حتی مربیان حرفه ای به این هدف به شرح زیر نگاه میکنند: "هدفی که ایده آل است باید چه باشد؟ چطور میخواهید وقتی به پایان زندگی تان میرسید ، چیزی که بر روی سنگ قبر نوشته میشود، این ایده آلتان باشد. ". آیا شخص خوبی بوده، برای انسانهای دیگر مفید بوده،یا یک شخص متقلب بوده است؟ در واقع اینها ایده های عالی انسان است. این آرمان ها باید برای همسر مهم باشد.

در اولویت دوم عشق ودراولویت اول عقل و منطق باید در برنامه قرار گیرد تا زوجها بتوانند سلامت یکدیگر را تشخیص دهد. در جوانانی که آماده ازدواج هستند، احساسات در پیش زمینه بیشتر از منطق است. به همین دلیل، مرد جوان برای ازدواج تحت کنترل احساسات خود عمل می کند و در مورد همسر تصورات غلطی را به وجود می آورد زیرا تلاش می کند تا نامزد خود را درک کند و بشناسد. در حقیقت، چون او نمی تواند علیه همسرش باشد، می تواند قضاوت هایی را با ارزیابی های مناسب انجام دهد.

زنان و مردان ازازدواج چه انتظاری دارند چه چیزی دریافت میکنند؟

ضرورت در میان گذاشتن شناخت فردی از خود قبل از ازدواج و مفهوم ازدواج با یکدیگر قبل از ازدواج نمایان است. اگر انسان خودش را به درستی آنالیز نکند ، انتظاراتش نیز به درستی برآورده نمی شوند. این هم شعله اختلافات بعد از ازدواج را روشن میکند. در انتظارات زن و مرد از ازدواج تفاوتهایی را مشاهده میکنیم.اینها را در قالب موارد متفاوت میتوانید اولویت بندی کنید.

اولویت درزنان با نیازهای روانی است.

نیاز به عشق و شفقت

نیاز به توجه و یاری

نیاز به درک خواسته هایش

نیاز به اطمینان به ترک نشدن و تنها گذاشته نشدن

نیاز به درمیان گذاشتن مسایل مربوط به نگهداری بچه ها

نیاز به ارتباطات صریح و صحبت کردن

نیاز به امنیت و اعتنماد

نیاز به مورد تقدیرواقع شدن و برگزیده شدن

نیاز به سرگرمی در خانه

نیاز به امنیت مالی

برای مردان نیازهای روانی در اولویت میباشند.

استقلال

اعتماد به نفس

لذت جنسی

آرامش در ارتباطات

مورد احترام واقع شدن

رقابت

به او ایمان داشتن

عادل بودن

سرگرمی و تفریح در بیرون از خانه

خودمختاری پولی

در ازدواج برقراری ارتباطات خوب دو طرف،با لحاظ کردن تفاوتهای روانشناختی و بینش احساسی و تحلیل درست افراد ، انجام میگیرد.

اپراتور عروسی در ترکیه

تصورات بعد از ازدواج

کسانی هستند که روز ازدواج میگویند "من با این شخص ازدواج کردم؟" و اکثرا در میان زنان وجود دارند. چرا مردم قبل از اینکه ازدواج کنند خودشان را پنهان می کنند؟ در این مرحله، آیا شما روش و راهنمایی برای درک ویژگی های شخصیتی که طرف دیگر سعی در پنهان کردن دارد، دارید؟

در ارتباطات بین زوجها، درک یکدیگر و پذیرش نقشها در سالهای اولیه انجام میگیرد. سپری کردن این دوران به خوبی و سلامت،دستیابی به اهداف ازدواج را ممکن میسازد.

شناخت کامل زوجها قبل از ازدواج مشکل است.

زوجهایی که ازدواج خواهند کرد میتوانند به مدت طولانی نامزد باشند ولی بازهم شناخت کامل یکدیگر امکانپذیر نمی باشد.

همسالان به طور طبیعی رفتار نمی کنند، زیرا با نگرانی از ازدواج مواجه هستند وبا انگیزه ذهنی شدید این کار را انجام می دهند.

در یک نگاه کلی چهره واقعی شام خواه ناخواه در ماسک پنهان است.

قبل از ازدواج زوجها برای برقراری ارتباط با یکدیگر و حمایت و راضی نگهداشتن یکدیگر تلاش میکنند.با در نظر گرفتن انتظارات، احتیاجات و خواسته های یکدیگر حرکت میکنند.

بعد از ازدواج اولویتهای شخصی مطرح میشوند بخاطر همین ضعفهای طرفین به صورت رفتارهای خارج از کنترل به میان می آید و زوجها شروع به برقراری ارتباط واقعی و رفتار واقعی با هم میکنند.

قبل از ازدواج روابط زوجها اگر احساسی میباشد بعد از ازدواج به طریق دیگری پیش میرود. تمام اینها دیدگاه زوجین به ازدواج را تغییر میدهد و خواه یا ناخواه بحرانها و بحث ها در روابط بروز میکنند.

عشق برای ازدواج تا چه حد ضروری و کافی است؟

زندگی مشترکی که با عشق شروع شده چرا به تباهی کشیده میشود و یا تا چه درجه ای عشق ،ازدواج را پیش میبرد؟

زندگی مشترک از آغاز تا پایان خسته کننده نیست و سه دوره متفاوت دارد.

دوره اول حاکمیت احساسات رمانتیک زوجین در زندگی مشترک است.

سپس دوره تعارضات شخصیتی متقابل شروع می شود اگر انسانها به شیوه ای هوشمندانه رفتار کنند، فراتر از این دوره می روند و سپس دوره وفاداری ظاهر می شود.

در این دوره عشق قبل از ازدواج نیز ادامه می یابد. فقط اینکه در صورتیکه ازدواج سالم پیش برود، این احساس به احترام و دوست داشتن تبدیل می شود.

وجود عشق و دوستی در زندگی مشترک ایده آل ترین حالت ممکن است.

در اصل از بین رفتن یا حفظ شدن عشق در زندگی مشترک با تلاش زوجین در نگهداری یا عدم حفاظت آنها از این عشق بستگی دارد.

حتی اگردو نفری که عاشق یکدیگرند ،با هم ازدواج هم نکنند، دوام یافتن طولانی مدت این عشق را کسی نمیتواند تضمین کند.

در سالهای اخیر پروفایل زندگی مشترک در دنیا تغییر کرده است.

طلاقها افزایش یافته است. تغییرات در ساختار اجتماعی چگونه بر روی ازدواج ها تاثیر می گذارد؟ با توجه به این،آیا مشکلی است که می تواند در طول زمان حل شود، یا این یک فرآیند طبیعی و پیش رونده در زمان است؟

- انسانهای طلاق گرفته، اغلب می گویند که شخصیت و روابط همسرانشان متفاوت از خود فردی شان است.

مثلا بعضی از افراد در صورتیکه اتومبیلشان یکی دو عارضه داشته باشد آن را میفروشند و اتومبیل جدید میخرند.

در زندگی مشترک نیز روند همین گونه است و با بروز مشکلات کوچک و جزئی در همان لحظه بصورت تعویض همسر، خودش را نمایان میکند.

عروسی ساحلی در آنتالیا

در این مورد چطور می توانم صبوری کنم و قبل از غرق شدن کشتی آن را نجات دهم؟

حرکت کردن مطابق با اهداف تلاش بزرگی نیاز دارد . مردم نسبت به گذشته بیشتر به دنبال لذت های خودخواهانه ترند و ناشکیبا شده اند لذا برای مقابله با مشکالت کمتر تلاش میکنند. بیشتر ترجیح میدهند به دنبال لذتها باشند و مشکلات زندگی مشترک همانند باری بر دوش آنها سنگینی میکند .به همین دلیل تعداد طلاقها افزایش می یابد.

همه اینها با توجه به مفهومی که انسانها به زندگی مشترک می بخشند،که چه چیزی و چرا در زندگی مشترک مهم است؟اولویت با کدامهاست؟ پاسخ داده میشوند...در اینجا باید راه حلی برای این مشکل پیدا کنیم. کسی که اینگونه می اندیشد،اگر همسرش دچار تصادف شده و پایش آسیب ببیند، او را رها خواهد کرد.به این ترتیب اینگونه درک میشود که این انسان برای ازدواج آماده نیست و مفهوم زندگی مشترک را نمیداند.

در زندگی مشترک فداکاری در چه حدی باید باشد؟

به محدودیت فداکاری در بین همسران و درداخل خانواده باید توجه کرد. در ساختار سنتی ما، زن برای همسرش تخت سلطنت ایجاد می کند و هر کاری که مرد می خواهد را انجام می دهد.

در زندگی مشترک اهداء کننده بودن درارتباطات همسران ، یک گزینه حیاتی است،ولی درصورتیکه این مورد در زمان مناسب برای فرد مناسب در دسترس قرار گیرد و انجام شود، مفید خواهد بود.

همسران بخصوص زنان فردیت خود را نادیده گرفته،از طرف مقابل انتظار تحسین و تقدیرداشته وفداکاری کردن صحیح نیست.

وقتی یکی از همسران فداکاری میکند ،طرف مقابل فداکاری او را درک نمیکندبه جای گفتن"من فداکاری ها انجام میدهم اما ارزش اینها را نمیداند" انجام ندادن فداکاری ارجحیت دارد.

یک زن تمام کارهایی که شوهرش میخواهد را انجام میدهد اما بطور مداوم از او حق ناشناسی میبیند،باید به جای بحث بر سر این موضوعات عدم انجام این فداکاریها ترجیح داده شود.این باعث میشود طرف مقابل بگوید"چه اتفاقی دارد می افتد"و به فکر بیافتد.

همسری که فداکاری را درک نمیکرد شروع به سنجیدن فداکاریهای طرف مقابل میکند لذا باید زمینه را برای انجام فداکاری او آماده کرد.

بعضی زنان در زمانی که همسرشان فداکاری از خود نشان میدهد،رفتاری سرد و بیتفاوت نشان میدهند با چهره درهم کشیده مانع فداکاری او میشود. به جای این باید زمینه را برای فداکاری او آماده کرد و اگر او این کار را انجام ندهد باید عقب ایستاد و منتظر او شد.

قربانی فداکاری بودن نیز برای مردان خوشایند نیست. وقتی که یک زن به همسرش بگوید "فداکاری کن ، فداکاری نمیکنی"، مرد حالت تدافعی به خودش میگیرد.

کسی که انتظار فداکاری دارد،ناراحت بودنش، ،رنج بردنش، و صدمه دیدنش را به طور خلاصه اگر بتواند احساسش را به طرف مقابل با زبان خود بگویید، احساس فداکاری در همسربیدار می شود.

در زندگی مشترک چگونه نفوذ نفر سوم را باید از بین برد؟

رابطه مادر شوهر و عروس برمبنای نزدیک شدن هر دو طرف به یکدیگر است.قبل از ازدواج مادر شوهر میگوید "فرزندم را که مثل چشمم مواظبش بودم و بزرگش کرده بودم یک زن جوان از دست من دارد میگیرد" و عروس میگوید" در قلب یک مرد دو زن نمیتواند هم زمان وجود داشته باشد، اگر از مادرش جدا نکنم نمیتوانم مالک شوهرم باشم".با مبنای روانشناختی حرکت میکنند. احساسات اینچنینی در هر دو طرف طبیعی است. اما با گذشت زمان این طرز فکر و رفتار سبب ایجاد مشکل میشود.

چرا که انعکاس یک فکر با زبان بدن ضروری است.بیش از پنجاه درصد ارتباطات با کلام نه، که ناخودآگاه کنترل می شوند.

ارتباطات و رفتارهای انسانها را ذهن آگاه که نه ذهن نیمه آگاه کنترل میکند.

یعنی زبان بدن هر انسانی ،افکار و اندیشه های او،احساسات او را نمایان میکند.

مثلا اینکه اگر مادر شوهری که به با زورگرفتن پسرش از دستش فکر میکند ،این فکرش را با نگاهش ابراز کند،عروس هم میگوید"مادرشوهرم به چشم خیانتکار به من نگاه میکند" و اینگونه نیز فکر میکند.

رفتارهای اینگونه باعث میشود عروس ،به دورنگهداشتن همسرش از مادرش فکر کند و در این رابطه تلاش کند این رفتارها مسبب اختلافات وبحث و درگیری خواهند شد. در نهایت هم برخلاف خواست مادرشوهر انجام میشود و مرد در مقابل مادرش می ایستد.

همانند هر موضوعی، درارتباطات درون خانواده،نیت طرفین فوت کوزه گری ارتباطات است.

برای اینکه اختلافات بین عروس ومادرشوهر پیش نیاید، طرفین درابتدا باید نسبت به هم ظن مثبت داشته باشند و بدون فریبکاری رفتار کنند. اگر عروس با ظن مثبت و خوب حرکت کند ،طرز رفتار او مادرشوهرش را تحت تاثیر قرار داده و او نیز با ظن مثبت شروع به رفتار با عروس خواهدکرد.

نباید فراموش کرد جایی که ترس و اضطراب افزایش یابد اعتماد کاهش میابد و باضعیف تر شدن اعتماد،نیتهای خوب و مثبت از میان برداشته خواهند شد.

عروسی ایرانی لوکس در هتل های آنتالیا

در بعضی از زندگی های مشترک، همسران سعی در از بین بردن اعتماد به نفس و احترام به خود در یکدیگرمیکنند.چرا؟

به جای اینکه احتیاجات وانتظارات همسرش را جستجو کرده و یافته در نقطه میانه قرار گیرد،سناریوی زندگی شخصی اش را به همسرش تحمیل میکند،در مقابل مشکلات به مقصر یا بیگناه بودن همسرش توجه نمیکند و خشک وکورکورانه همانند وکیلها با او صحبت میکند. در اینصورت در زندگی مشترک همانند قاضی رفتار کردن،وقتی که مشکلی در میان است گفتن اینکه "عجبا همسر من قاضی است" و اینگونه فکر کردن بر ای ارتباطات سالم شرط ضروری است.

در زندگی مشترک از جمله "تو را دوست دارم" سخن زیباتری هم اگر باشد آن"حق با توست" گفتن میباشد.

وقتی که باید در مشکلات پیش آمده همسران به یکدیگر بگویند"حق با توست"، مشکل و ترس هرچه که باشد،و این جمله را نگویند، همسران شروع به زیر سوال بردن شخصیت یکدیگر می کنند.

انتظارات زن و مرد از روابط زن-مرد متفاوت از یکدیگر است. مرد وقتی مشکلی پیش آید ، به درون خود رفته فکر میکند و راه حل می یابد. بنابراین راه حل گرا است.

هدف یک زن یافتن راه حل نمیباشد،آن مشکل را با همسرش در میان میگذارد. انتقال دانش ارتباطات مردانه؛ زنان در مورد تنهایی و ابعاد اشتراک گذاری مراقبت می کنند.به بیان دیگردرارتباطات ،پایان برای یک مرد و مسیر و روند برای یک زن مهم است. اگر به این تفاوت تمایلات هر دو طرف توجه نشود در ارتباطات زن و مرد مشکلات به میان میایند. به عنوان مثال از هشت کاری که یک مرد انجام داده اگر سه تای آنها اشتباه باشد زن تمایل به انتقاد و هدایت در مورد اشتباهات او را دارد ولی یک مرد در این شرایط قبل از اینکه خطاهای او را بگوید،از رفتار هدایتگرانه خوشش نمیاید.

برای یک زن در صورتیکه مشکلی پیش آید ،صحبت کردن برای به آرامش رسیدن او شرط مهمی است. از این رو در زمانی که مشکلی بروز کند مرد باید به همسرش گوش کند. حتی اگر مشکل حل نشود در صورتیکه فرصت گفتگو ی طولانی مدت به او بدهد برای تامین نیازهای روانی همسرش موثر خواهد بود.

درارتباطات بین همسران خطاهایی بروز میکند اگر هم زبانی و هم دلی و طرف مقابل را تاحد کافی شنیدن و توجه کردن در رابطه نباشد،دوست داشتن شروع به کم رنگ شدن میکند.

تقدیر و تشکر از کارهای صحیح یعنی تاکید مثبت منجربه افزایش عشق و علاقه میشود.

درمشکلات زندگی مشترک در کدام موارد دریافت کمکهای تخصصی ضروری است؟

علت اصلی ایجاد کننده مشکلات وبحرانها بین همسران ،این است که در مورد زندگی مشترک اطلاعات جامعی ندارند.

در سیستم آموزشی ما این موضوع به عهده خانواده ها گذاشته شده اشت. فقط اینکه خانواده ها مثل گذشته نمی توانند به زندگی مشترک کمک کنند و نمی توانند به عنوان داور عمل کنند.

در گذشته با بروز مشکل بین زوجها بزرگان خانواده های جوانهای تازه ازدواج کرده به آنها کمک میکردند. چرا که مادربزرگ ، پدربزرگ،مادر،پدر و زوج جدید با هم در یک خانه زندگی میکردند و به یکدیگر کمک و یاری میرساندند.

طبیعتا اکنون تعداد مادربزرگها و پدربزرگ های دوست داشتنی با شفقت و مهر گستر کمتر شده است. از طرفی جوانان نیز نسبت به بزرگترها بردبار نیستند.

بخاطر این عوامل اکنون در زمان بروز مشکلات در روابط همسران چاره ای جز دریافت کمک از کارشناسان این زمینه، باقی نمانده است.

کارشناسانی که در مراکز مربوط به خانواده درمانی فعالیت میکنند،برای رفع این مشکلات تلاش میکنند.

زمانی که از خانواده درمانی صحبت می شود نباید صرفا راه حل مشکلات را یافتن به ذهن بیاید.

در زمان راهنمایی وهدایت خانواده ها از بروز مشکلات جلوگیری کردن نیز خانواده درمانی و یا قسمتی از خدمات مشاوره خانواده است. نام علمی خانواده درمانی ،زوج درمانی است و فقط با یکی از همسران به تنهایی قابل پیشروی نمیباشد.

در روابط بین همسران نیز یک حقیقت را با انواع مختلف راهها گفتن را بلد بودن ضروری است.

همسران معمولا با گفتن "قلب من پاک است،صاف و صادق حرف میزنم" اینگونه تصور میکنند و توجه به طرز صحبت کردنشان را بی اهمیت میپندارند.

در واقعیت نیز در ابتدا اینگونه فکر کردن و رفتار کردن به نظر صحیح می آید اما اگر این رفتار به ارتباطات آسیب نزند-که بیشتر وقتها آسیب رسان است- مفید واقع شدن در ارتباطات نیزامکانپذیر نیست.

این همانند آمپولی است که به جای اینکه از ران زده شود به دهان زده میشود و برای جسم بی فایده است.

اگر در ارتباطات ،قصد مثبت و خوب،اطلاعات و درخواستهای شما همانند انتظاراتتان از طرف مقابل پاسخ داده نشوند، به هدف و نتیجه نخواهند رسید. این بدان معنی است که نیت های خوب و تلاش های شما هیچ معنایی ندارد.

از این رو در ارتباطات بین همسران روش های مناسب کدامند و چگونه انجام خواهند شد،به چگونگی تثبیت شخصیت همسران و ارتباطات آنها بستگی دارد.کسی که این بررسی ها را بخوبی انجام میدهد یک کارشناس است.