عروسی یکی از مهم ترین روزها در زندگی مردم است

چرا ازدواج؟

چرا، با وجود خطر طلاق، مردم از ازدواج منصرف نمیشوند؟ چه چیزی باعث می شود که این امر تا این حد جذاب و قانع کننده باشد؟

به عنوان مثال، ابتدا به خود انسان نگاه کنیم. تمام نظریه های توسعه نشان می دهد که ما توانایی ایجاد رابطه نزدیک بین نسلها را داریم. که به عنوان یک کارکرد توسعه ای باید در مقابل فردی که نوجوانی را طی کرده است، انجام گیرد.بدین معنی است که فرد با پایان نوجوانی، با تغییرات قابل توجهی در رشد جسمانی و روحی ، قدم به بزرگسالی خواهد داشت.به عنوان یک فرد بالغ آماده مطالعات و یافتن آنچه که یک فرد ازیک رابطه عاشقانه ،دوست داشتن و دوست داشته شدن ، یک دوست یا شریک ، انتظار دارد ،میشود.با پایان نوجوانی و شروع بزرگسالی ، نزدیک بودن و وحدت در زندگی انسان اهمیت به ارمغان می آورد، دوستی و روابط عاشقانه تبدیل به فضاهای مهم زندگی در این جهت می شوند. مفاهیمی مانند عشق، وفاداری، وحدت، تعلق، وهمکاری در مرکز زندگی قرار دارند. البته متغیرهای فرهنگی درحال تغییر هستند. اما شما بخشی دارید که می توانیم به طور کلی به آن نگاه کنیم. اینکه یک فرد طی چند مرحله و دوره در خط زندگی خود پیشرفت می کند. در اینجا بزرگسالی یک جوان مرحله ای از عشق ، نزدیکی و صمیمت، همکاری ومشارکت است.البته، جوان بالغ مفاهیمی را که در این مرحله در فازهای مختلف میتواند درک کند را تجربه میکند.به عنوان مثال، تلاش می کند تا دریابد چه کسی ارزشمندترین و ماندگارترین است، روابط با اشخاص جدیدی را آزمایش می کند، در میابد که سرمایه گذاری های ارتباطی آینده را با آگاهی از اینکه او اکنون در ابتدای زندگی بزرگسالی است، ایجاد می کند. بنابراین مسئله صرفا یک تعهد عاشقانه در باهم بودن نیست.حتی در روابط غير عاشقانه و غير وابسته به عشق نیز تعهد بزرگسالان جوان با امور مربوط به عشق و وحدت ورزیده مي شوند.اما البته دربطن کار هم عشق وجود دارد وهم دوست داشتن. این شامل کشف ظرفیت و سبک عشق، احساس عشق، وفاداری، جنسیت، سبکهای ارتباطی، چگونگی صمیمی شدن و نزدیک شدن به یکدیگر و چیزهایی مانند اینها می باشد. این کشف قبل از هر چیزی لازم است و نیاز طبیعی و روانی هر جوان بالغ میباشد. گرچه روش ها و اشکال این نیاز می تواند بی نهایت متغیر باشداما این واقعیت که این نیازمندی ضروری است ،تغییر نمی کند. اینکه بخشی از این کار، نیاز فردی و روانی است درست میباشد. اما چه اتفاقی در سطح اجتماعی رخ می دهد؟ازدواج خود یک فرایند اجتماعی است. که توسط هنجارهای اجتماعی و عمومی تعیین و اجرا می شود.یک نهاد قانونی، رسمی، اعلام شده، جشن گرفته شده توسط بسیاری از مقامات رسمی دولت تا اعضای مختلف خانواده ها، میباشد.منظورم این است که تقریبا اصلا خصوصی و شخصی نیست. این چیزی غیر از حفظ حریم خصوصی بین دو نفر نیست. بنابراین مهم است که به این بخش اجتماعی نگاهی بیندازیم و به خوبی آن را درک کنیم.در راستای دیدگاه توسعه ای که ما در مورد آن صحبت کرده ایم، گفتمان اجتماعی نیز ازدواج را به عنوان یک بخش طبیعی از این روند می بیند.ازدواج نه تنها در جامعه ما، بلکه درسراسر جهان هنوز هم یکی از نهادهای معتبر و غیر قابل انکار است. Untitled ازدواج سلطنتی بریتانیا را در سالهای گذشته به یاد آورید. در سراسر جهان، رکورد رتبه بندی شکسته شد. چرا که در دنیای امروز، ازدواج و سلطنت / اشرافیت هنوز در ذهنها نهادهای معتبر و غیر قابل انکارهستند . به این معنا، ازدواج همراه با حفظ متغیرهای فرهنگی به عنوان یک "پیشنهاد"، "به درستی نشان داده شده" و "مناسب برای انجام - حتی خیلی مناسب" درک می شود. بنابراین به طور کلی جامعه به ما میگوید ‘ازدواج کن‘ازدواج وقتی به عنوان یک بخش طبیعی از زندگی ،سپری شود زندگی مشترک می باشد. چیزی که همه یک روزی آن را زندگی می کنند. بسیار معمول است، برای تمام فرزندان انسان قابل اجرا است.گفتمان اجتماعی و قوانین به این معنی بسیار واضح است که ازدواج به عنوان یک مسیر و روش انجام میگیرد. . بنابراین بهترین شیوه زندگی یک رابطه، ازدواج است. یعنی مسیر توصیه شده در زندگی، ازدواج است.اگر ارتباطات صمیمی بخواهند که نمایان شوند و سرمایه گذاری های ارتباطی نیز تجربه شوند در این صورت این مسیر و روش نیز از مسیر ازدواج میگذرد.ازدواج شیوه زندگی و ادامه زندگی است.راه فردیت یک فرد،زن یا مرد شدن او، از ازدواج کردن،تشکیل خانواده دادن وفرزند بعد از فرزند داشتن عبور میکند. گفتمان اجتماعی و قوانین به این معنی بسیار واضح اند. یکی از مهمترین مراحل برای سالم بودن ، فردیت، یک فرزند خوب بودن ، خوشحال بودن، نرمال بودن، ازدواج است. پس هنگامی که ازدواج میکنید، گام مهمی برای تبدیل شدن به همه آنها برمی گیرید. اگر ما کمی بیشتر برویم، یکی از راه های لازم برای تبدیل شدن به یک فرد سالم، طبیعی و شاد به عنوان یک فرد بزرگسال ، ازدواج منعکس می شود.پس آیا مردم با اجبار ازدواج میکنند ؟ در جغرافیایی که در آن انواع مختلف ازدواج های اجباری را می بینیم، البته این سوال بسیار جالب است. با این حال، می توان گفت که ازدواج از طریق چنین اجباری انجام نمی شود. اما، با توجه به اینکه درانجام این وظیفه اجباری وجود ندارد، لذا همه چیز کاملا طبیعی است و عکس این گزینه موردبحث ما نمی باشد.به عبارت دیگر، اگر ما در مورد انتخابات واقعی در ازدواج صحبت می کنیم، شاید بتوانیم در مورد مسیر زندگی به عنوان یک مرحله عادی و یک گزینه ممکن یا شناخته شده زندگی صحبت کنیم.با نگاهی به تمام این موارد، به نظر می رسد کاملا طبیعی است که هر سال صدها هزار نفرمیزبان نهاد ازدواج می شوند، آیا اینطور نیست؟بنابراین صدها هزار نفر با مجموعه کاملی از عوامل و داستان وارد بحث ازدواج می شوند. البته مواردی که در اینجا ذکر میشوند، شایعترین آنها هستند. هنگامی که ما به داستان های مردم به صورت جداگانه گوش می دهیم، داستان ها متفاوت هستند." رابطه ما به یک نقطه خاص رسیده بود" احتمالا همه ما با این موارد آشنا هستیم. بنابراین در این میان یک رابطه وجود دارد. رابطه ای است که جوانان دربزرگسالی برای رفع نیازمندی هایی که در بالا ذکر شده تجربه می کنند. این رابطه در حال تکامل وگسترده شدن است، گذر از مراحل مختلف، ملاقات با نیازهای مختلف. سپس مرحله دیگری می آید و ازدواج در دستور کار قرار میگیرد. عروسی لوکسی ایرانی در آنتالیا چگونگی و چرایی انتخاب همسرتوسط افراد نیز یکی از سوالات مهم است. اگر ما به این که این روند چگونه اتفاق می افتد نگاه کنیم ، شاید پرسیدن این سوال از دیگران ضروری می باشد. پس ازتصمیم به ازدواج، افراد به دنبال انتخاب شریک مناسب نمیروند.. چه خوب که این انتخاب را انجام نمیدهند. معمولا یک رابطه پایدار و یک شریک عاشقانه در حال حاضر وجود دارد که فرد را به سمت ازدواج سوق میدهد. این فرآیند معمولا شامل سوالاتی در مورد مراحل این رابطه می شود، آیا این رابطه به مرحله ازدواج می رسد یا خیر همچنین بله آیا این شریک یک "شریک مناسب" است؟در اینجا مردم به چه چیزهایی توجه میکنند؟ آنها ابتدا روابط رابه خوبی بررسی می کنند. از کجا آمدن،به کجا رسیدن، آینده خود را چگونه دیدن، آنچه که تا به امروز برآورده شده، چقدر راضی بودنشان، تا چه اندازه در مسیرشان حرکت کردن و غیره.بررسی می کنند که چگونه یک شریک برای آنها مناسب است، چقدر دوست داشتن و دوست داشته شدن ، شباهت ها و تفاوت های آنها، پیشرفت ها و کمبودهای آنها.این جایی است که تعادلات دقیق و پیچیده ای به وجود می آید زندگی و تصمیمات گرفته شده ، تقریبا هرگزشامل پاسخ های داده شده در این دو سوال نیست.همچنین تعالیم مربوط به ازدواج در جامعه نیز اضافه میشوند، نگرش خانواده ها به ازدواج و رابطه فعلی، باورهای شخصی و انتظارات، تجارب گذشته ...چطور همه اینها به هم می پیوندند، چگونه ترکیب و به تعادل می رسند مطمعنا با یک فرمول ثابت انجام نمیشود. هر بار که ما این مسیر را می بینیم و زندگی می کنیم ، پایان آن رانیز میبینیم. اما من فکر می کنم این احتمال وجود دارد که ازدواج همیشه در سمت برنده باشد. "اهمیت هارمونی در ازدواج شرکت ارگانیزاتور عروسی ایرانی در آنتالیا "اگر ازدواج کرده اید، به گذشته های خود نگاه کنید و بینید که ازدواج شما ازچه نوع است. اجازه دهید کار خود را ساده تر کنیم و از شما یک سؤال مثل این بپرسیم؛ شما وهمسرتان چقدر مناسب هم هستید؟بدون هماهنگی در ازدواج ، وضعیت سلامت روانی و فیزیولوژیکی شما، شریک زندگی و حتی فرزندان شما می تواند منفی باشد. هماهنگی در ازدواج موجب خوشبختی و رضایت در زندگی مشترک می شودتا زمانی که در زندگی مشترک هماهنگی نداشته باشید دشوار است که در مورد داشتن یک فردیت شاد صحبت کنید. سازگاری ازدواج و رضایت زناشویی مفاهیم مشابه است و این دو مفهوم همیشه از یکدیگر پشتیبانی می کنند. به عبارت دیگر، جایی که رضایت وجود دارد هماهنگی وجود دارد، جایی که هماهنگی وجود دارد، رضایت وجود دارد.هماهنگی در زندگی مشترک به معنای ازدواج سالم است که کارکرد خوبی دارد. در ازدواجهای هماهنگ، همسران هم در نحوه کار خانواده و هم در مسیر زندگی مشترک ،مثبت هستند. آنها با یکدیگر همکاری می کنند؛ زوج هایی که از ازدواج خود راضی هستند، می توانند زندگی مشترک خوبی را ادامه دهند. به علاوه ازدواجی هماهنگ و شاد است که در آن اختلاف زیادی وجود ندارد و اگر اختلافهایی نیزباشد بتوان آنها را حل کرد به طوری که هر دو طرف راضی باشند. سفره عقد ایرانی در آنتالیا " شرط حمایت کننده مابین زوجین برای انطباق" "باران "که به عوامل تعیین کننده سازگاری اشاره داردهمچنین اظهار داشت که با وجود ساختار و چشم انداز شخصیت های مختلف، زوج ها قادر به برقراری ارتباط خوب و حفظ یک زندگی مشترک می باشند، اگر آنها به دیدگاهها و ارتباطات طرف مقابل احترام بگذارند .با توجه به اینکه حمایت از زوج ها برای انطباق ضروری است، باران گفت:سازگاری زندگی مشترک کسانی که با انتخاب خود ازدواج می کنند بیشتر است،با این روش ازدواج کردن، نباید ناسازگاری درک شود. شباهت ساختارهای خانوادگی در ازدواج های دیداری، تعدیل را تسهیل می کند.مهم این است که خانواده ها مناسب هستند، اما آخرین تصمیم توسط فردی که ازدواج میکند، اعلام می شود. علاوه بر این، دیدارهای زمان پیش از ازدواج، یعنی دوره نامزدی،تعامل و هماهنگی در ازدواج را به ارمغان می آورد.طبق مطالعات انجام شده، در صورتیکه طول پروسه ازدواج افزایش یابد، رضایت از ازدواج کاهش می یابد، وضعیت مخالف در مردان دیده می شود. بنابراین زنان در طول سال هایی که نامزد و منتظر روز ازدواج اند خسته می شوند و مردان بی خانمان .مشاغل زوج های متاهل نیز بر سازگاری زناشویی تأثیر می گذارد. وضعیت شغلی زنان بر سازگاری زناشویی آنها اثر نمی گذارد.همسران زنانی که با هم کار میکنند نسبت به همسران زنان غیر شاغل ، سازگاری کمتری در زندگی مشترک دارند .. افرادی که دارای وضعیت حرفه ای بالا هستند، استانداردهای زندگی و سازگاری زناشویی را بهتر از کسانی که دارای اعتماد به نفس متوسط ​​یا کم هستند.نگهمیدارند.یکی دیگر از عوامل موثر در تنظیم زناشویی داشتن فرزند است قبل از اینکه زوجها صاحب فرزند شوند از خانواده ها و پزشکان درمانگر زوجها راهنمایی و کمک دریافت میکنند.این راهتمایی ها صرفا بخاطر فرزند نیست بلکه بخاطر سایر فاکتورهای زندگی مشترک ،بررسی یک درمانگر و مشاهده زندگی روجین از خارج از جمع آنها و ارائه پیشنهادات سازنده اودر مورد هماهنگی و سازگاری زوجین بر ای زندگی مشترک آنها حیاتی است.

عروسی های مجلل ایرانی در آنتالیا