برنامه ریز عروسی در آنتالیا

دلایل پایان دادن به زندگی مشترک و تاکتیک های نجات آن!

آیا ازدواج، که یکی از مباحثات بحث برانگیز قرن بیست و یکم است، متناسب با شیوه زندگی امروز است؟ آیا ایجاد روابط بی اهمیت کار زنان است یا مردان ؟ یک مرد در یک رابطه چه می خواهد زن چه کاری انجام میدهد در این رابطه و یک زن در یک رابطه چه می خواهد مرد چه کاری برای اوانجام میدهد در این رابطه ؟ اشتباهات رایج هر دو جنس چیست؟

دلایل پایان دادن به زندگی مشترک و تاکتیک های نجات آن!

آیا ازدواج، که یکی از مباحثات بحث برانگیز قرن بیست و یکم است، متناسب با شیوه زندگی امروز است؟ آیا ایجاد روابط بی اهمیت کار زنان است یا مردان ؟ یک مرد در یک رابطه چه می خواهد زن چه کاری انجام میدهد در این رابطه و یک زن در یک رابطه چه می خواهد مرد چه کاری برای اوانجام میدهد در این رابطه ؟ اشتباهات رایج هر دو جنس چیست؟ چرا طلاق ها اغلب در اولین سال ازدواج رخ می دهد؟ نظر کارشناسان، ازدواج های فعلی و واقعیت های موجود در زندگی امروزه ما را با توجه به اطلاعات علمی، ارزیابی می کنند. به اندازه ازدواج های امروزه که به سرانجام میرسند ،ازدواجهایی نیز پیش نمیروند. طلاق ها چنان زیاد شده که انسان میگوید "ازدواج های گذشته موفقیت آمیز تر بود یا در آن زمان بازوی شکسته آویزان گردن بودن ،منطقی معتبر بود!" و دائما درحال فکر کردن است. مهمترین دلیل موفقیت یا شکست ازدواجهای امروزه ،تغییرات انتظارات و قوانین برای ازدواج است، "کارشناسان می گویند. به همین ترتیب، تعداد کسانی که اینگونه فکر می کنند و می گویند اگر ازدواج یک حق است، طلاق نیزیک حق است ،افزایش می یابد. واقعیت دیگر این است که؛ افزایش طلاق با شتاب زیاد به تدریج نرمال می شود و این مسئله منجر به هموارتر شدن این مسیرمی شود. در مرحله گذار به ازدواج ،با نوع نگرش "اگر پیش نرود طلاق میگیرم" تصمیم ازدواج ،شجاعانه ترگرفته میشود. از سوی دیگر، جامعه به جای ایجاد راه حل های اساسی برای حل مشکلات، به اقدامات موقت می پردازد. آیا آاشتباهات بیشتری مرتکب میشوید؟ بفرمایید زندان بزرگتر رابگیرید.طلاق دارد بیشترمیشود؟ بفرمایید این هم قوانینی که طلاق را ساده تر می کنند! آیا اینها می توانند راه حل باشند؟ نظر کارشناس می گوید: "نه،" و می گوید ما نیاز به موسسات و متخصصانی داریم که می توانند کمک به زوج هایی ارائه کنند که بخواهند در کنار مشکلات شان، با هم همکاری و زندگی مشترم داشته باشند اما نمی دانند چگونه مشکلاتشان را را حل کنند.

هر مشکلی یک فرصت است به گفته کارشناسان، هر مشکلی یک فرصت است برای تقویت ارتباطات زوجین با یکدیگر. در ازدواج های مشکل دار، همسران ترجیح می دهند به جای حل مسائل از آن فرار کنند. بدتراین است که همسران طلاق گرفته، نمیتوانند مشکلات خود ارتباطات بعدی خود با یکدیگر حل کنند. از آنجا که در روابط جدید خود، برای یکپارچگی بدون درگیری ها و مشکلات امیدوار هستند. دیده می شود که برخی از افراد طلاق گرفته اعتراف کرده اند که تلاش های کافی برای بهبود روابط خود در زندگی های مشترک گذشته انجام نداده اند

بیشترین طلاقها در اولین سال ازدواج صورت میگیرند.

با توجه به روند کلی در جهان، آمارها نشان می دهند که میزان ازدواج کاهش یافته است، میزان طلاق افزایش یافته است، میزان تولید مثل (تعداد کودکان) کاهش یافته است، سن ازدواج افزایش یافته است . طبق مقایسه های صورت گرفته در سالهای 1970 و 1990 و 2000 درکشور های توسعه یافته و در حال توسعه مشخص شد که نرخ طلاق دو برابر شده است. در برخی از کشورها مانند ایالات متحده، نرخ طلاق تا 50-55 درصد افزایش یافته است، در حالی که نرخ مشابه در اروپا بین 40 تا 45 درصد متغیر است. طلاق اغلب در اولین سال ازدواج رخ می دهد و بیش از 50 درصد از همه طلاق ها در 7 سال اول ازدواج رخ می دهد. نظر کارشناسان مبنی بر این است که میزان ازدواج مجدد پس از طلاق حدود 75 درصد است. این نسبت نشان می دهد که میزان طلاق در ازدواج دوم بالاتر از ازدواج اول است.تمام این آمار ها نشان می دهد که اعتبارنهاد زندگی مشترک و درخواست ازدواج تا حدی کاهش یافته است. علیرغم نرخ طلاق تا 50 درصد، شدت نیاز به برقراری ارتباط بین افراد با این واقعیت که 90 درصد از جمعیت هنوز ازدواج را انتخاب می کنند، درک می شود.

مراسم سفره عقد ایرانی در آنتالیا

"ازدواج پیروزی اتحاد برتنهایی است" نظر کارشناس، "من فکر می کنم ازدواج یک پیروزی اتحاد بر تنهایی است" را ابراز میدارد و ادامه میدهد مردم ازدواج می کنند، زیرا آنها معتقدند که زندگی مشترک شادتر از زندگی به تنها است ".بدلیل اینکه انسانها در دوره های قبل از ازدواج با پاداشهای بیشتری زندگی می کنند پس از ازدواج نیز انتظار دارند که پاداشها به همان شیوه ادامه یابند؛ با این حال، پس از ازدواج، ارتباطات و مسائل خانواده های بزرگ، مشکلات اقتصادی، مسائل ناشی ازمسئولیت های مراقبت از کودک، می تواند انتظارپاداش در این دوره را به پوچی سوق دهد.

عشق از عهده همه چیز برنمیآید

اینکه همسران با عشق شروع به ازدواج می کنند سطح شادی آنها را در آینده تعیین نمی کند. دلایل شروع ازدواج و دلایل ادامه آن کاملا متفاوت است.نظر کارشناسان می گوید: "حتی اگرعشق آغازگرازدواج باشد،بازهم عشق به تنهایی به برای ادامه این نهادکافی نیست" .همین امر در مورد ازدواج های منطقی نیز صحیح است. اظهار شده است که اگر چه نامزدها بزرگترین اشتباه یکدیگر را قبل از ازدواج به وضوح مشاهده میکنند (مواد الکلی، خشونت، خیانت و غیره)،اعتقاد دارند که پس از ازدواج این مشکلات را می توان بهبود بخشید.به منظور جلوگیری از چنین ازدواجی با اعتقاد به این که "عشق ما از عهده همه چیز را برمیآید، که به شکست و ناامیدی منجر میشود،مشکلات قبل از ازدواج را باید دردست گرفته و حل کرد.

سال اول با رقابت همسران سپری میشود در اولین سال های ازدواج، رقابت میان همسران هرگز پایان نمی یابد. در این فرایند، هر دو طرف تلاش می کنند حقوق خود را بر یکدیگر تحمیل کنند. بعد از مدتی، سوال اصلی این می شود که چه کسی برحق است، چه کسی برحق نیست ؟ایراد کار اینجاست که جنگ برحق بودن برنده ای ندارد. همچنین یکی از مشکلات رایج این است که زوج ها در خانواده های بزرگ نمی دانند چگونه با مداخلات بزرگان خانواده ها مقابله کنند.مشكلات زن و شوهري كه نميتوانند رودرروی هم صحبت كنند وبه هم گوش كنند حل شدنی به نظر نمیرسد.

تلاش با روحیه تیمی برای حل مشکلات ضروریست نظر کارشناسان میگوید:"این تنها زنان و مردان نیستند که روابط را دشوار می کنند. مشکل خود رابطه ی بین مردان و زنان است". در ازدواجهای شاد، همسران وقتی مشکل دارند مشکل اصلی را مشخص و دردست گرفته برای حل آن با طرف مقابل در یک سمت قرار گرفته و با روحیه تیمی تلاش می کنند. با این حال، در مورد ازدواج های ناخوشایند، همسران یکدیگر را در زمان مشکلات مقابل هم قرار میدهند. متخصص می گوید که سخت ترین کار در ازدواج این است که یکی از همسران، دیگری را به اندازه کافی نامناسب نمی داند که رهایش کند وهمچنین به طور کامل مورد پذیرش هم نمیداند که بتواند با او بماند.

مردان به قدرت، زنان به دوست داشتن اهمیت میدهند.در حالی که مردان در روابط، به قدرت، رقابت و موفقیت اهمیت میدهند ، برای زنان عشق، ارتباطات و تماسها اهمیت دارد. زنان و مردانی که دچار مشکل در درک نیازهای متفاوت یکدیگر هستند، زمانی که با دانش خود وارد رابطه می شوند، امید رضایت از رابطه نمیرود. کارشناس میگوید متنوع بودن نباید به عنوان یک مفهوم برابری در نظر گرفته شود. ما کاملا متفاوت از یکدیگر هستند، اما هنوز هم می توانیم با هم کنارهم باشیم.

مردان نقش حاکم و اصلی را در روابط مادر و همسرشان بازی می کند. نظر کارشناس میگوید:"من فکر می کنم که بزرگان خانواده ها هر دو تاثیر مثبت و منفی بر دوره های ازدواج های امروز دارند. بزرگترین مشکل این است که زوج هایی که با مداخله آنها مواجه هستند، نمی دانند که چگونه می توانند واکنش نشان دهند. "در این فرایند، مردان، بین مادران و همسرانشان نقش نوعی داوری را به عهده می گیرند، از آنجا که آنها نقش یک بافر غیر ضروری را به خود اختصاص می دهند و به نوعی داور تبدیل می شوند، هر دو از بین می روند و داوری آنها منصفانه نیست.به همین دلیل، جوانانی که کاندیداهای ازدواج هستند، باید قبل از اینکه آنها همسر باشند خودشان را بشناسند و بدانند چه چیزی می خواهند و چه چیزی نمی خواهند.

عروسی ایرانی در آنتالیا

خطاهای زنان در ازدواج

گفتمان یا رفتارهایی که همسرانشان را در کنار دیگران بی ارزش می کند - بازگرداندن مداوم گذشته ها به اکنون (به این دلیل که آنها فکر می کنند که کلکهای گذشته همسرشان باید رو شود-

تکرار مکرر حرفها (اینگونه فکر کردن که او شنیده نمی شود)-

با فکر تغییر رفتارهای مردان"او از من قدردانی نمی کند، او فقط سعی دارد مرا را تغییر دهد" گفتن-

به سبک جنایی صحبت کردن-

صحبت طولانی بدون پرداختن به موضوع اصلی-

زن در سکوت طولانی مدت دچار مشکل میشود.

زن عمدتا در سکوت ومرد در شنیدن و درک مشکل دارند.-

اشتباهات مردان در رابطه

عدم توانایی بیان علاقه خود به همسران به نحوی که انها درک کنند-

عدم نشان دادن کافی عشق و احساساتشان-

عدم توانایی صحبت برای حفظ ارتباطات سالم-

بدون ابراز نشانه و یا واکنشی که نشان دهد به صحبتهای همسرشان توجه میکنند.-

در انجام ایمپاتی به جای تلاش برای درک همدلی راه حل سریع را انتخاب کردن-

روزهای مهم را فراموش کردن-

سخنرانی به نحوی که از مادر بودن همسرش انتقاد می کند-

اظهار نظر در مورد این که در واقعیت خانواده خودش را بیشتر از همسرش مورد توجه دارد-

چه نوع ازدواج بهتر است؟

یادگیری زندگی با وجود تفاوتها-

دارای مهارت های ارتباطی بودن-

دانستن اینکه مشکلات در هر ازدواجی می تواند باشد و مهمترین مساله این است که مهارت های حل مسئله را توسعه دهیم.-

کودکان خانواده هایی که در آن عشق و محبت بی قید و شرط غلبه دارند، بهتر میتوانند روابط طولانی مدت خود را حفظ کنند.-

تلاش برای بخشش خشونت و خیانت

برای مردان و زنان دشوار است که خشونت و خیانت را ببخشند

عروسی سنتی پارس در آنتالیا

زنان می خواهند به آنها توجه شود و دوست داشته شوند

زنان می خواهند ببینند که به خاطر خودشان ارزش دارند، میخواهند دوست داشته شوند، شنیده شوند و عاشق شوند و دوست داشته شدن و درک شدنشان را ببینند. در حالی که زن انتظار دارد که مرد بتواند مشکل واحساس او را درک کند و با او همدلی داشته باشد،مرد به جای ایمپاتی ، نقش مکانیک را در حل مسئله را ایفا می کند وسریعترین راه حل را می بیند.

زنان تمایل دارند متوجه شوند که بیش از پیشنهاد خودشان شنیده می شوند و احساس کنند که مشکلات آنها درک شده است.

بایدهای اجتناب ناپذیر برای ازدواج شاد

ارتباط خوب

مهارت حل مسئله با هم

در حالی که برای "ما" بودن تلاش می شود برای محافظت از" من "ها از سوی دیگر نیز تلاش شود.

ایجاد انگیزه ها و اهداف مشترک

اعتماد به نفس دادن

قابل پیش بینی و دارای ثبات

نه فقط رویاهای خود،کسی را که با او همراه است را شناختن

قادر بودن به اینکه در زندگی روزمره خوشحال باشد

هنگامی که هزینه های پرداخت شده بیش از پاداش های دریافتی باشد، پایان زندگی مشترک می آید

رقابت در سالهای اولیه ازدواج؛ آن خشم، بحث و اتهامات متقابل را به ارمغان می آورد. وقتی خستگی در سالهای بعد به ناامیدی و سکوت تبدیل می شود، بیگانگی شروع می شود.

هیچ کس برای ناامید شدن ازدواج نمیکند، اما وقتی راه حلی برای این وضعیت نباشد زندگی مشترک از هم میپاشد.

چه اتفاقی باعث تغییرات در ازدواج است؟ پاداشهای اولین دوره روابط که با احساسات عاشقانه شروع می شود

بیش از حد، هزینه ها کمتر است. این دوره "نقص بصری" نامیده می شود، که بر روی یکدیگر تمرکز می شود، شنیده می شود که به شدت شنیده می شود، آشفتگی اقتصادی قابل توجه نیست، شگفتی های دلپذیر تجربه می شود، که بیشتر بر اساس لذت و رضایت است. فردی که دارای نقص دید است، مشخصه هایی را که طرف مقابل ندارد را می بیند و می خواهد او را همانند تصوراتش ببیند

کارشناس میگوید : "ازدواج درمان این نقص دید است." و ادامه میدهد: "در این دوره تصورات و خیالات که نه بلکه واقعیت شروع به دیده شدن میکند.

همان ناامیدی ناشی از به اشتراک گذاشتن زندگی روزمره دو انسان جدا از یکدیگر در یک خانه مشترک و برای ، فشارهای خانوادۀ گسترده به همسران، مشکلات اقتصادی، امور داخلی، مشکلات خارج از خانه وارد زندگی مشترک شدن، تفاوت های بنیادین همسران و مشکلات مراقبت از کودک، زوجین را خسته و درمانده میکند.

بدتر از همه، هر دو طرف یکدیگر را مسئول کاهش پاداش های زندگی مشترک می دانند. با قوانین ساده اقتصادی، از زمانی که هزینه ها از پاداش ها فراتر رفته و احساس می شود که این کسری را نمی توان تامین کرد،زندگی مشترک رو به فروپاشی میرود.

عروسی لوکس ایرانی در سواحل آنتالیا

آیا از زندگی مشترک خسته شده اید؟

مشکلات فرآیند شناختن یکدیگر در اولین سالهای ازدواج بروز می کنند، مشکلات که در سال های بعد بوجود می آیند متفاوت هستند. در سال های اول زوج ها وارد رقابت های عالی با یکدیگر می شوند. در این فرایند، طرفین از بابت "عدالت" و حق به جانب بودن در حال بحث، مبارزه و خشم هستند. مهمترین دلیل تفاوت بین همسران این است که همکاران به طور فزاینده از یکدیگر جدا می شوند و زمان صرف شده با هم کمتر لذت بخش است. این فرآیند، که همچنین "خستگی ازدواج" نامیده می شود، حالت فیزیکی، عاطفی، خستگی ذهنی، سرخوردگی و فرسودگی ناشی از بیگانگی و جدایی در همسران است.

ناسازگاری شدید درگیری های شدید میان همسران و "خشم" در بحث منجر به احساس خستگی از زندگی مشترک، خانه و سکوت، و احساس غالب بودن فضا است. ازنظر کارشناس، ازدواج"ما شدن" است در حالی که از" من" ها مراقبت میشود.

او می گوید در خستگی ازدواج در حالی که همسران به دقت از" من "مراقبت میکنند، " ما "بودن را نادیده گرفته اند .

کمبود سرمایه گذاری

کمبود دیگر در ازدواج، "سرمایه گذاری عاطفی" گفته می شود. بسیاری از زوجین از قدردانی و مورد پسند بودن یکدیگررا برای رابطه خود ابراز نمی کنند، سورپرایز نمیکند، به اندازه کافی عشق خود را بیان نمیکند. روال

نظر کارشناس، که اشاره می کند که راه های مختلف و سرگرم کننده برای خوشحال بودن وجود دارد ابراز میکند که

"خستگی ازدواج همیشه به این معنی نیست که رابطه پایان می یابد و همسران متوجه این خستگی می شوند. ممکن است فرصتی برای زندگی مشترک آنها باشد ودر این مورد چیزهایی که صحیح نمیباشند در رابطه باید تغییر کند.

اگر گفتگوی شما با بحث وقهربه پایان میرسد دقت کنید!

اگر هر مکالمه یک ارتباط برقرار نمی کند و اگر تلاش های مکالمه به بحث، خشم و قهر ادامه دهد، همسران به طور فزاینده ای از سخن گفتن می ترسند. در این مورد، گفتگو دیگر پاداش نیست، بلکه یک هزینه است. برای اینکه بتوانید به خوبی ارتباط برقرار کنید، باید قوانین داشتن گفتگوی خوب و شنونده خوب بودن را بیاموزید.

معنای ارتباطات خوب بیشتر از چیزی است که گفته می شود. اگر اولين قاعده ارتباط خوب در ادامه رابطه باشد، قاعده دوم، توسعه مهارت هاي حل مسئله همراه با همسران است

مشخصا مهم است قبول کنیم که مشکلات فراوانی به طور طبیعی در فرآیند طولانی مدت ازدواج وجود دارد.

دوست داشتن توجه و رسیدگی میطلبد

اولا، تبدیل عشق وبا هم بودن به دوست داشتن به زمان نیاز دارد. طبق نظر کارشناسان: "دوست داشتن فقط یک تصویر فیزیکی یا شیمیائی یا چیزی شبیه به عشق نیست، بلکه چیزی است که باید از آن مراقبت شود و نمایانده شود."

هر احساسی دارای یک عمر است و با پایان عمرش از بین میرود.

گاهی اوقات شما بخاطر دوست داشتن عشق ، آنچه را که او نیازدارد را مورد توجه قرارداده و نیازهای خود را نادیده میگیرید و اینگونه بهایش را میپردازید. اعتماد به عنوان برادر عشق برای همزیستی طولانی مدت دیده می شود. عشق شامل مفاهیمی مانند قابلیت اطمینان، قابل پیش بینی بودن، صداقت، وفاداری و فداکاری است.

آیا مردان و زنانی که یکدیگر را دوست دارند ،فریب داده میشوند؟

کسی که روست داشتن را بلد شده است و به آن بها و توجه میدهد تصمیم به فریب آسان نیست و انجام دادن آن بدان معناست که ما بودن یعنی وحدت را از بین می بریم. گاهی اوقات افرادی که همسران خود را دوست دارند می توانند تقلب کنند. این در مورد این ایده است که همسران، افکاری ایجاد می کنند وبه خود اجازه می دهند که بی عدالت باشند.

"همه مردان این را انجام می دهند"، "به هرحال متوجه نخواهد شد" "این هیچ ارتباطی با عشق من به همسرم ندارد " افکاری هستند که اجازه می دهد این عملها انجام شود

خیانت در میان عاشقان گاهی اوقات نیز به معنی "مرا ببین" ناشی از از نادیده گرفته شدن یا یک نوع انتقام میباشد.

با کم شدن امیدواری، خانم ها، فریبکاری شروع میشود

زنان در روابط فعلی با کاهش امید ، نبود هیجان، به دلیل نیاز به احساس دوست داشته شدن از سوی کسی که دوست دارد، می توانند خیانت را مرتکب شوند.

یک زن خطر از دست دادن رابطه فعلی خود را زمانی که در حال خیانت است ،می پذیرد. مرد این امکان را نمی داند.

ارگانیزاتور عروسی در آنتالیای ترکیه

خیانت دارای انواع مختلفی است

خیانت به منظوربلافاصله باید متفاوت باشد انجام میشود: این نوع خیانت مانند یک اقدام انتحاری است که هدف آن مرگ نیست. کوتاه مدت است و حتی رابطه جنسی را شامل نمی شود.با پیام اینکه فرد درهدف ازدواج کوتاهی کرده است و همسر دیگر برای این که ناشنوایی و کورکورانه رفتارکردن او را از بین ببرد این پیام را بیان کرده است.

خیانت مستقر روی سه پایه: رابطه ازدواج به طور معمول دو پایه دارد و اشاره می شود که با افزایش مشکلات ازدواج، دو پایه به طور فزاینده ای قادر به تحمل این بار نیستند. برای محافظت از تعادل ،خیانت به عنوان شخص ثالث به اشتراک گذاشته شده است.

کسی که در این رابطه خیانت کرده است نه تماما رابطه اش به قدری بد است با همسرش که قطع یشود و نه آنقدر خوب است که در رابطه بماند.فردی که خیانت کرده است به ویژگی های مختلفی که همسر و عاشق او دارند نیاز دارد. این اغلب به عنوان نوعی از خیانت شناخته می شود و فرد به عنوان شخص معشوقه واکنش نشان می دهد، زیرا خواسته ها و انتظارات او به طور فزاینده ای افزایش می یابد و احساس بی ارزش می کند.واکنش فرد با گذشت زمان یا خاموش میشود یا آشکارا به میان می آید.

خیانت با هدف انتقام : این مورد به طور کلی به عنوان یک نوع نافرمانی کوتاه مدت تر دیده می شود. به منظور آسیب زدن به همسر به عنوان یک نتیجه از آسیب دیدن و رنج کشیدن خودش در رابطه با زندگی مشترک شان.این مورد اغلب با این واقعیت آشکار می شود که خشم علیه بی اعتمادی در گذشته به اندازه کافی و در زمان مناسب بیان نشده است یا اینکه بعدها یک خیانت که درسال های قبل صورت گرفته است کشف شده است.

خیانتی که درب زندگی جدیدی را باز میکند: فردی که این کار را انجام داده است وفاداری به رابطه را از دست داده است. فرد به طور آشکارا اظهار می کند که او دیگر نمی خواهد رابطه خود را با شریک خود ادامه دهد و او با آنچه که انجام می دهد ناراحت نیست.

گنجاندن خیانت در چارچوب فرصت طلبی: افرادی که به خوبی یکدیگر را درک می کنند، اما از قبل هرگز تصور نکردند که با یکدیگر همکاری کنند، با هم اختلاف نظر دارند و میتوانند بی اعتمادی در قالب خیانت داشته باشند.

برخی از خیانتها ممکن است به هیچ کدام از آنها متکی باشند.

آیا خیانت و فریبکاری یک چیزاند؟

آیا بین مفاهیم خیانت و فریبکاری تفاوتی وجود دارد؟ کارشناس در این باره گفته است: یک تعریف ساده از خیانت به این معنی است که انتظار یا استانداردهای همبستگی جاری در نتیجه یک رابطه احساسی یا فیزیکی با یک شخص ثالث یا افرادی غیر از فرد کنونی موجودایجاد شده و وجود دارد. فریب دروغ های گوناگونی است که ناگزیر ناشی از خیانت و یا گفتمان و رفتارهایی است که فراتر از مرزهای صداقت هستند. دروغ گویی یک انتخاب است، فریب به عنوان بخشی اجتناب ناپذیری از روندی است که با دنبال کردن این انتخاب پیش میرود

توجه کنید زندگی مشترک شما هشدارمیدهد

اگر شما تمرکز خود را بر روی آنچه همسر شما به شما نمی دهد،قرار دهید

اگر عادت دارید او را برای پیشرفت منفی سرزنش کنید،

اگر فکر می کنید، شاید از ابتدا هرگز عاشق او نشده ام

اگر شخص دیگری هم جنس همسرتان، علاقمندی شما را به خود جلب کرده باشد،

اگر فکر می کنید که این شخص به شما خیلی خوب گوش می دهد و شما را درک می کند،

اگر سخنان شما مانند یک پدر خوب یا مادر، اما نه به عنوان یک همسر خوب، افزایش یافته است،

تلاش زیادی می کنید، اما این آزمایش ها در حفظ رابطه شما کارساز نمی باشد

اگر فکر می کنید و ناامیدی شما در حال افزایش است، زندگی مشترک شما ممکن است باعث ایجاد یک" زنگ خطر" شود.

ساختار شخصیتی در مشکلات

به نظر می رسد برخی از ساختارهای شخصیتی بیشتر مایل به تجربه کردن مشکلات با هرکسی که طرف مقابلشان باشد، هستند. به عنوان مثال، کسانی تمایل دارند مشکلات روانی یا اجتماعی را تجربه کنند وبه نظر کارشناسان کاراکترهای ضد اجتماعی، با رفتارهای غیر مسئولانه، خودخواه و خشونت آمیز نامیده می شوند.این حالت های سنگین و پاتولوژیک تقریبا درهر شخصیت می تواند مشکل ساز باشد.

شفافیت و صداقت بهترین روش های ساختن رابطه نزدیک

این یکی از سازنده ترین رویکردها برای نشان دادن این است که یک زن با همسرش شفاف و صادق است و عشق و ارزشش را نشان می دهد. نگرش های مشکوک بیشتر به عنوان مقصر نشان دادن، قضاوت و انتقام گیری دیده می شود.

نظر کارشناسی می گوید: در فرهنگ ما، مردم به راحتی به خاطر نا امیدی هایشان به کسی که دوست دارندمظنون میشوند و نمی خواهند در نمایش های عاشقانه باشند، مگر اینکه مطمئن باشند که این احساس وجود دارد. هر دو به خاطر اینکه می خواهند ارزش و توجه کافی را بدست آورند واما آن را بدست نمی آورند، با یکدیگر دشمن شده و با رفتارهای خصمانه از یکدیگر دور میشوند و همانند دو بیگانه کنار هم زندگی میکنند.